السلام علیک یا اباصالح المهدی
راه بندگی، اطاعت است و بس...
???? ?????

سال جهاد اقتصادی

 

حرکت طبیعی کافی نیست ، باید مجاهدانه حرکت کنیم ...

آنچه که در عرصه ی مجموعه ی مسائل کشور،انسان مشاهده می کند،که در سال 90 باید ما آن را وجهه ی همت خودمان قرار بدهیم،این است که از جمله ی اساسی ترین کارهای دشمنان ملت ما و کشور ما در مقابله ی با کشور ما، مسائل اقتصادی است . البته در عرصه فرهنگی هم فعالند، در عرصه سیاسی هم فعالند، در عرصه انحصارات علمی هم فعالند، اما در عرصه ی اقتصادی فعالیت بسیار زیادی دارند . همین تحریم هایی که دشمنان ملت ایران زمینه سازی کردند یا آن را بر علیه ملت ایران اعمال کردند، به قصد این بود که یک ضربه ای بر پیشرفت کشور ما وارد کنند و آن را از این حرکت شتابنده باز بدارند . البته خواسته ی آنها برآورده نشد و نتوانستند از تحریم ها آن نتیجه ای را که انتظار داشتند، بگیرند و تدابیر مسئولان و همراهی ملت بر ترفند دشمنان فائق آمد؛ اما دنبال می کنند . لذا این سال جاری  را که از این لحظه آغاز می شود، ما بایستی متوجه کنیم به اساسی ترین مسائل کشور، و محور همه ی اینها به نظر من مسائل اقتصادی است . لذا من این سال را « سال جهاد اقتصادی » نامگذاری می کنم و از مسئولان کشور، چه در دولت، چه در مجلس، چه در بخشهای دیگری که مربوط به مسائل اقتصادی می شوند و همچنین از ملت عزیزمان انتظار دارم که در عرصه ی اقتصادی با حرکت جهادگونه کار کنند، مجاهدت کنند . حرکت طبیعی کافی نیست؛ باید در این میدان، حرکت جهشی و مجاهدانه داشته باشیم .


????? ??: جهاد? اقتصاد?
[ سه شنبه 18 مرداد 1390 ] [ 11:03 ب.ظ ] [ توحید ] [ نظرات ]

سلام برتمام کسانی که می خواهند پیشرفت کنند.

کسی که میخواد پیشرفت کنه باید هدف داشته باشه، وگرنه پیشرفتی تویه زندیگیش نمی بینه.

هدف هم غیر از ارزش و مقصد است. یعنی هدف باید زمانش مشخص باشه و بلند و طولانی مدت هم نباشه .

مثل این :

سیبل مقصد است، ولی خال سیاه یا قرمز هدف. . . . . . . ...........

موفق باشید.


????? ??: هدف? موفق? پیشرفت? خوب?
[ پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391 ] [ 12:07 ب.ظ ] [ توحید ] [ نظرات ]

معلمی شغل نیست . عشق است . ذوق است .ایثار و فداکاریست . اگر به عنوان شغل به آن می نگری رهایش ساز و اگر عشق توست ، بر تو مبارک باد .

استاد شهید ، مرتضی مطهری


????? ??: روز? معلم? 12? مطهری? مبارک?
[ سه شنبه 12 اردیبهشت 1391 ] [ 03:06 ب.ظ ] [ توحید ] [ نظرات ]

سلام ، این ایام رو خدمت تمام عاشقان حضرت حیدر امیرالمومنین(علیه السلام) تسلیت عرض میکنم .

اگه دلتون خواست، ما رو هم دعا کنید . . . . . . . . .....

از حضرت فاطمه است که :

  • عَنْ فاطِمَةَالزَّهْراءِ(علیها السلام) :« مَنْ أَصْعَدَ إِلَىاللّهِ خالِصَ عِبادَتِهِ أَهْبَطَ اللّهُ إِلَیهِ أَفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ.»
    هر كه عبادت خالصش را به سوى خدا بالا فرستد، خداوند متعال برترین بهره و سودش را به سوى او پایین فرستد.


????? ??: ایام? فاطمیه? حضرت? زهرا?
[ سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 ] [ 06:34 ب.ظ ] [ توحید ] [ نظرات ]

حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در سه و چهار سالگی به همراه برادر بزرگش آقا سید محمد به مکتب خانه رفت، الفبای فارسی و قرآن را در مکتب خانه فرا گرفت. بعد از مکتب، دو برادر را به مدرسه ی تازه تاسیس اسلامی «دارالتعلیم دیانتی» بردند و ثبت نام کردند و دوران تحصیل ابتدایی را در آن مدرسه گذراندند. و پس از آن پدر اجازه نداد که به مدارس جدید و دبیرستان بروند. زیرا شرایط و محیط مدارس جدید در اثر تحمیل فرهنگ بیگانه با روحیه ی روحانی و زهد پیشه آقا سید محمد جواد (پدر آقا) سازگار نبود. او آرزو می کرد که فرزندانش با ورود به حوزه ی علمیه ادامه دهنده ی راه پدرانشان باشند. از طرفی پسران کنجکاو و دانش دوستش مخفیانه دبیرستان را به طور شبانه ادامه دادند و دروس جدید را تا مقطع دیپلم خواندند.


????? ??: تحصیلات? مکتب? خدایی بودن? علم?
[ شنبه 22 بهمن 1390 ] [ 07:39 ق.ظ ] [ توحید ] [ نظرات ]
هر عمامه سری كه از رهبر مكرم فاصله بگیرد، لعنت خدا برش باد

((شهید آیت الله عبدالحسین دستغیب : كیست كه این ناله مرا به گوش عمامه [به] سر های ایران برساند، هر كسی می‌خواهی باش ! خودت را مجتهد می‌دانی، مقدمات خوان می‌دانی، نمی‌دانم، هر چه خودتان می‌دانید .بر تو واجب است امروز تبعیت از یك نفر، تو حق نداری درمقابل رهبر حرفی بزنی، تماما باید تبعیت كنند...

http://navideshahed.com/attachment/1390/09/326468.jpg

هر عمامه سری كه از رهبر مكرم فاصله بگیرد، لعنت خدا برش باد .تمام عمامه سرها همه باید مطیع،همه باید مطیع یك رهبر، امام یكی نائب امام هم یكی،دیگری هیچ تقدم ندارد .همه باید فرمان ببرند ، همه باید اطاعت بكنند.یک نفر میزان است.تعدد غلط است.

حتی مكرر گفته‌ام، حسن و حسین یكی شان امام بود، حسن امام، حسین ماموم، هیچ وقت حسین تا حسن بود در عرض نبود، تابع، تابع، هر چه بهش می‌گفتند، می‌گفت هرچه حسن بفرماید، دو تا امام نمی شود، دو تا نائب امام هم غلط است، دو تا رهبر غلط است. رهبری یکی وآن هم معین است.

مواظب باشید گرگ ها شما را از رهبر الهی جدا نکنند، شما را گروه گروه نکنند، شما را طعمه خودشان قرار ندهند. وسیله پیشرفت دشمن نشوید. شما الان در جبهه جنگید، در جبهه جنگ دینی هستید.

وای به امتی كه از رهبر الهی خود فاصله بگیرد، هلاك است، هلاك است، طعمه دشمن است.

توصیف شهید دستغیب در باره آیت الله خامنه ای :

كسی كه امام جمعه تهران باشد، آن وقت در جبهه‌ها برود، در سنگرها از اسلام دفاع كند. این مرد بزرگ مقامی برای خودش قائل نیست، به عین مثل رهبر عظیم الشأن. امام فرموده به من خدمتگزار بگویید بهتر است از اینكه رهبر بگویید. آقای خامنه‌ای هم این جوری است، مقام نمی‌خواهد، مقام بر روی او اثر نمی‌گذارد .


[ شنبه 22 بهمن 1390 ] [ 07:30 ق.ظ ] [ توحید ] [ نظرات ]

 

حضرت آیت الله حاج سید علی حسینی خامنه ای در سال 1318 شمسی ، در شهر مشهد مقدس به دنیا آمده اند. مقام معظم رهبری اوضاع اجتماعی و اقتصادی خانواده ی خود را چنین توصیف می فرمایند : « دوران کودکی ام با تربیت پدری سخت گیر و مراقب اما بسیار مهربان و مادری مهربانتر و دلسوزتر و در نهایت تنگ دستی سپری شد. خاصه آنکه دوران کوکی من مصادف با جنگ بود. با اینکه همه چیز به خاطر جنگ ارزان و فراوان بود، با این حال وضع ما به گونه ای بود که حتی نمی توانستیم نان گندم بخوریم و معمولا نان جو می خوردیم و گاهی نان مخلوط جو-گندم و به ندرت گندم. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . منزل پدری من تا چهار پنج سالگی من یک خانه حدود 60-70 متری در محله فقیر نشین مشهد بود که یک اتاق داشت و یک زیر زمین تاریک و خفه. . . . . . .مادرم از لباسهای کهنه پدرمان برای ما لباس درست می کرد و معمولا قدرت خرید لباس نو در خانواده وجود نداشت » .

با عرض معذرت از مقام عظمای ولایت و تمامی عاشقان وی، مطلب را کمی خلاصه تر از بیانات آقا نوشته ام .

التماس دعا


????? ??: رهبر? دوران کودکی? سید علی? آقا? کودکی?
[ پنجشنبه 20 بهمن 1390 ] [ 08:33 ب.ظ ] [ توحید ] [ نظرات ]

شهید علیرضا خاکپور؛ در دفترچه خاطراتش آورده است:

منطقه ائی چند بار بین ما و عراقی ها، توی شلمچه دست به دست شد. نشسته بودم جلوی سنگر که گنجشکی آمد، چند متری ام روی تل خاکی نشست، بروبر نگاهم می کرد. به یکی از بچه ها که کنارم نشسته بود، گفتم: این گنجشک گرسنه است.

بلند شدم چند دانه نان خشک شده را بردم یک متری اش، ریختم و برگشتم.

نخورد. یکی از بچه ها سنگی به طرفش پرتاب کرد که، گنجشکک من، برو خمپاره می خوری ها، پرید. چرخی زد و دوباره برگشت، همان نقطه نشست.

یکی دیگر از بچه ها سنگی دیگر برداشت، به طرفش پرتاب کرد.
پرید و رفت، چند لحظه بعد، باز دوباره برگشت. همان نقطه نشست.

پریدم داخل سنگر، گفتم: بچه ها سر نیزه، یکی بیلچه آورد، یکی با سر نیزه، زدیم به زمین، چند لحظه بعد، پوتین خون گرفته ائی، پیدا شد، بیشتر کندیم....

نامرد دشمن، چهل و هشت شهید مظلوم بسیجی را یک جا روی هم دفن کرده بودند.

منبع  : 
فارس نیوز

عکس شهید


 


????? ??: آبرو? شهید? شرف? خاطره? گنجشک?
[ پنجشنبه 6 بهمن 1390 ] [ 03:32 ب.ظ ] [ توحید ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

????? ?? ????? : 3 :: 1 2 3

?????? ?????

بسمه تعالی
خوب است آنچه را که میدانیم احترام بگذاریم ، درباره اش فکر کنیم، و بعد به آن عمل کنیم .
موفق باشید.
?????????
??? ????
شما از کدام دسته هستید؟






????? ?????
???? ????
????????? ????? : ???
????????? ????? : ???
?? ???????? : ???
?????? ??? ??? : ???
?????? ??? ??? : ???
????? ????????? : ???
?? ????? : ???
????? ???? ????? :
??????? ??